Thursday, February 25, 2016

شکرگزاری، آغاز حرکت

قرار گیری در مدار موفقیت را از کجا و چگونه آغاز کنیم؟

هنگامی که ما تصمیم به تغییر در خود میگیریم مهم است که بدانیم در وضعیتی که هم‌اکنون قرار داریم کسی که نقش اساسی و مهم داشته است خود ما هستیم. به عبارتی بر این نکته تأکید میکنیم که آنچه امروز اتفاق افتاده است نتیجه تصمیمات، تلاشها و استعدادهایی است که من فراهم آورده‌ام.
قرارگیری در وضعیت فعلی نتیجه بدشانسی و یا اقبال نیست، بلکه نتیجه فراهم آوری استعدادها و توان من در انجام کارها است.
آنچه من امروز دارم نتیجه استعدادها و قابلیتهایی است که من در خود ایجاد کرده‌ام. برای رسیدن به هدف و موفقیتی که من به عنوان هدف برای خود در نظر گرفته‌ام، مطمئناً نیاز به استعدادهای جدید و مطابق با هدف دارم. به عبارتی در گام اول لازم است نقش خود را در سرنوشت خود مسجل کنیم.
.
در گام دوم، با شناخت نقش و تأثیر خود در مسیر حرکت، از فرافکنی و انداختن تقصیرها بر گردن دیگران و افلاک خودداری میکنیم و مسئولیت زندگی و رفتار خود را بر عهده میگیریم.
شاید در زندگی وضعیتهایی رخ داده است که در کنترل ما نبوده است و به نوعی «جبر» روزگار بر ما تحمیلهایی انجام داده است، اما انتخاب نوع برخورد با آن وقایع بر عهده ما بوده است.
در نتیجه مجدد نگاه خود را از اطراف، و به عنوان جایگزینی برای مقصر یابی، به خود معطوف میکنیم. ما میپذیریم که در سرنوشت خود مسئول هستیم و این ما هستیم که سرانجام را مشخص میکنیم.
مسئولیت پذیری حس غریبی است، و تا زمانی که در مقابل سرنوشت، خود را مسئول ندانیم، حرکت در مسیر تغییر محال و نشدنی است.


حالا با نگاهی متفاوت به وضعیت موجود خود نگاه کنید، این گام سوم حرکت است. این سؤال را از خود بپرسید که «آیا نمیتوانست وضع از این بدتر باشد؟».
«آیا استعدادهای من با وضعیتی که هم‌اکنون در آن قرار دارم مطابقت دارد؟» و یا «آیا وضعیت موجود حتی از سطح استعدادهای من هم فراتر نیست؟» به این سؤالات بدون تعصب پاسخ دهید.
اصولاً در حکومت خدا، همیشه عطا بیش از استعداد طالب است. چنانچه شما به خدا ایمان داشته باشید مطمئناً دست خدا را در سرنوشت خود که جلوتر از ما و مهربانتر از ما به ما در حرکت است، خواهید دید. اگر لغزشهایی وجود داشته است این سماجت ما بر لغزش بوده است که «لیس لالنسان الی ما سعی».
این واقعیتی بزرگ است که «لطف خدا بیشتر از جرم ما است»، و اینجاست که انسان میتواند از عمق وجود فریاد برآرد که «خدایا دمت گرم»، تو بیشتر از من به من نزدیکی («نحن اقرب من حبل الورید»)، تو به واقع خدایی و خالق.

در گام چهارم، به اطرافیان خود و اشخاصی که به عنوان خانواده، بستگان، دوست، شریک و … در اطراف شما هستند نظری بیاندازید. این سؤال را از خود بپرسید «آیا من به درستی اطرافیان خود را شناخته‌ام؟» و شاید قبل از آن این جمله را بپرسید که «آیا من خود را شناخته‌ام؟».
برای شناخت اولین شرط، پذیرش حقایق و وقایع وضعیت جاری است. تا شما اشخاصی را که در اطرافتان هستند و خودتان را با همین وضعیتی که قرار دارند (از نظر فکری، رفتاری و …) نپذیرید امکان شناخت وجود ندارد.
به عبارتی تا زمانی که به دنبال انکار(سلب استعدادهای موجود) و یا آرزو(بافتن استعدادهای دروغین) هستیم، در فضای خلاء سیر میکنیم. شناخت در فضای خلاء، توهمی، و غیر واقعی رخ نمیدهد و بلکه شناخت در فضای واقعی و در مواجهه با حقایق بروز میکند.
اولین ثمره پذیرش حقایق در مورد خود و اطرافیان، پیدایش عنصر ارزشمند «احترام به شخصیت» خود و دیگران است. شما هر آنچه هستید، و با آنچه واقعاً هستید یک عنصر ارزشمند و قابل احترام هستید.
میوه احترام به دیگران و خود، درک قابلیتها و استعدادها و به دنبال آن شناخت حقیقی اطرافیان و خود خواهد بود. تعریف خداوند از حضرت محمد (ص) که «انک علی خلق عظیم» بر اهمیت احترام متقابل، و جازبه عجیب حاصل از این احترام و خوش خلقی با دیگران اشاره دارد.
احترام به خود و دیگران، احترام به تلاشهای خود و استعدادهای خود و دیگران، و در نهایت احترام و خضوع در مقابل یکتای بی همتا به دلیل بخششهای بیش از استعداد ما خواهد بود.
تا عنصر احترام ایجاد نشود، اهمیت داراییهای موجود و شناخت درست منابع (یا resource به گفته اهل فن) امکان‌پذیر نخواهد بود. احترام نوعی ارزش قایل شدن است برای تلاشها و زحماتی که انجام شده است که این خود حاصل پذیرش حقایق است.

هنگامی امکان تعامل با خود و دیگران، و انجام حرکتی جدید وجود خواهد داشت، و هنگامی من میتوانم عامل مؤثر در تغییر خود باشم که به خودم و به دارایی خودم و اطرافیانم احترام بگذارم.

حالا و در گام پنجم، با طی کردن چهار گام اساسی به مقام «رضا» میرسیم.
شاید خواندن این عبارت در دعای کمیل همیشه ابهام انگیز بوده است که «و اجعلنی بقسمک راضیا قانعا و فی جمیع الاحوال متواضعا»، شاید این به ذهن متبادر می‌شود که جدای از بحث تلاش و استعداد ما این خدا است که وضعیتی را برای ما ترسیم میکند و ما باید در هر شکل به آن راضی باشیم؟
واقعیت این است که نقاش و «مصور» و کارگردان این جهان عظیم خداوند متعال است. اما نکته مهمی وجود دارد و آن اینکه خداوند در هنگام ترسیم وضعیت موجود «بر اساس تلاشها، استعدادها، قابلیتها و آمادگیهای ما» عمل میکند و حتی در خیلی از موارد فراتر از آنچه ما داریم و هستیم بر زیباییهای مخلوق خود می افزاید.

مقام «رضا» حاصل جمع گذاره های زیر است:
  • من به مسئولیت خود واقفم
  • من از فرافکنی خودداری میکنم
  • من لطف خدا به من را که فراتر از استعداد من است درک میکنممن به خودم و اطرافیانم و آنچه الان هستم که حاصل من و تفکرات من است احترام میگذارم.
این مقام «رضا» است. رضایت به قسمت خدا، جز رضایت به تواناییهای خود و درک مسئولیت خود در سرونشت، و درک عظمت پدیدآورنده این سیستم عجیب و پیچیده نیست.
مقام «رضا» مقام احترام و رضایت به قوانین و حدود خلقت خداوند و پدیدآورنده این کارگاه عظیم هستی است. مقام «رضا» مقام شناخت قوانین خلقت است.

حالا که اهمیت خود و اطرافیان و نظام خلقت را شناختیم، در گام ششم خود را از چنبره «آرزوها و توهمات» رها میکنیم.
نکته باریکتر از مو اینجاست، تفاوت بسیار دقیق و مهمی بین هدف و آرزو وجود دارد: «آرزو در لامکان و لازمان است و هدف در مکان و زمان».
آنچه هدف را از آرزو متمایز میکند قرار گیری در چهارچوب زمان و مکان است و متقابلا آنچه آرزو را از هدف متمایز میکند عدم پایبندی به زمان و مکان است.

در اینجا شاید گفته حضرت محمد (ص) که فرموند: «من بر امت خود بر آرزوهای دراز بیمناکم» بهتر قابل درک باشد. آرزو انسان را به لامکان و لازمان، به فرای زمان و مکان میبرد و به نوعی در یک پارادکس که هم همیشه آن را نداریم (در جهان واقع) و هم آن را داریم (در فضای تخیل و در فرای زمان و مکان) قرار میدهد. به نوعی حاصل این پارادکس قرارگیری در فضای توهم و خروج از واقعیتها و فاجعه تأسف بار آن از بین رفتن حاصل زندگی و تلاشها در توهمات است.


از دلایل اصلی درگیری در آرزوها و قرارگیری در فضای لامکان و لازمان فرار از واقعیتها و عدم توانایی درک استعدادها و مسئولیت خود است. خداوند در آیه 120 سوره نساء میفرمایند: «نویدشان دهد و به آرزوشان افکند و نویدشان ندهد شیطان مگر فریب (سرگرمی)»، به عبارتی دام آرزو یکی از هنرهای شیطان است.

شخصی که به مقام «رضا» میرسد، شخصیت و گوهر ارزشمند خود را در چهارچوب زمان و مکان برنامه‌ریزی میکند و بدینواسطه برای خود اهدافی ترسیم میکند.

گام هفتم، «درک نصیب خود از دنیا، احترام به دارایی دیگران و طلب از فضل خدا»ست. آیه 32 سوره نساء آیه عجیبی است که به نوعی تمامی هفت گام را خلاصه میکند، «و آرزو(تمنا) نکنید آنچه را که خداوند فزونی داد بدان بعضی از شما را بر بعضی، مردان را است بهره ای از آنچه کسب کردند، و زنان را است بهره ای از آنچه کسب کردند، و بخواهید خدا را از فضلش، و خدا است به همه چیز دانا»

حال که به مقام رضا و رهایی از آرزو ها رسیده اید، بدانید که هر کس در این دنیا نصیبی دارد که حاصل تلاشهای اوست. مسیر و هندسه زندگی هر شخص خاص اوست.
در نتیجه به جای اینکه به دنبال همسان سازی هندسه زندگی خود با دیگران باشید و به دنبال همچون دیگران شدن باشید، از فضل خدا، نصیب خود را از دنیا طلب کنید و در این مسیر تلاش در جهت کسب را با قدرت ادامه دهید.

در این گام چشم ظاهر و باطن ما از مقام نظاره و خیرگی در دارایی دیگران، به مقام نظاره و خیرگی در خزائن خداوند و قدرت لایزال او میرسد.

و گام هشتم مقام «توکل» است.

زندگی در چهارچوب کلی آن و در نظام خلقت دارای هدفی است، «ربنا ما خلقت هذا باطلا» (خدایا این را باطل نیافریدی)، و در این مسیر دامها و فرصتها بیشمار است.
خداوند متعال در آیه 45 سوره نساء میفرماید: «و خدا داناتر است به دشمنان شما، خدا شما را کفایت میکند به عنوان سرپرست (ولی) و خدا شما را کفایت میکند به عنوان یاور (ولی)».

مقام توکل مقام آگاهی به وجود خداوندی آگاه به تمام شؤون زندگی ما، آگاه به تمام پیچیدگیهای مسیر حرکت ما و آگاه به تمام امکانات و قابلیتهای موجود در آن است. مقام توکل مقام آگاهی به وجود یاوری بی همتا و سرپرستی بی بدیل در این مسیر است.

هر چند مسیر سخت باشد و هر چند مسیر پر سنگلاخ باشد، اما نور امید و توکل به واسطه وجود سرپرست و یاوری که وجود او کفایت کننده همه چیز است، ما را در پیمودن این مسیر، محکم و استوار میسازد. مقام توکل، مقام پشت گرمی به خالق هستی است.



و اما «شکرگزاری»، چیست؟ شکرگزاری به معنای:

  • پذیرش مسئولیت و نقش خود در سرنوشت خود
  • درک نسبت عطا و بخشش خداوند به استعداد و قابلیتهای ما
  • درک حقایق و شناخت خود و اطرافیان و احترام به شخصیت خود و اطرافیان
  • درک تفاوت عمیق آرزو و هدف، و حرکت در مسیر مکان و زمان و هدفگذاری مسیر حرکت
  • شناخت قوانین خلقت، و رضا به آنچه خداوند در جهان در قالب قوانین خود مقدر کرده
  •  توکل و پشت گرمی به یکتای بی همتا


شکرگزاری گام ابتدایی و آغاز حرکت در مسیر موفقیت است.


هیچ واژه‌ای به عظمت این واژه نیست، چنانکه خداوند در آیه 145 سوره آل عمران میفرماید: «و نرسیده است کسی را که بمیرد مگر به اذن خدا، نامه سرآمد دار (در وقت مشخص)، و هرکس پاداش دنیا بخواهد دهیمش از آن، و هر کس پاداش آخرت بخواهد دهیمش از آن، و زود است پاداش دهیم به شکرگزاران».

شکرگزاران طیف سوم و جدا شده‌ای از خواهندگان دنیا و آخرت هستند، طیف و طبقه ای که خدا خود به آن‌ها پاداش خواهد داد.

شکرگزاری، خلاصه هشت گامی است که ما برای حرکت در مسیر موفقیت و ایجاد تغییر در شیوه حرکت بدان نیاز داریم و به صورت مختصر، گام اول در حرکت به سمت موفقیت است.

همواره پیروز و سربلند بمانید.
حمید رضا جعفریان.

No comments: