Friday, August 21, 2015

علم بهتر است یا ثروت - برداشتی از کتاب کلیله و دمنه


«عبارت علم بهتر است یا ثروت؟» به کرات توسط اشخاص مختلف با تفسیرهای گوناگون تبیین شده است. با وجود این به نظر میرسد پاسخ هنوز نامشخص است.به راستی حقیقت چیست؟ آیا «علم بهتر است یا ثروت»؟ و یا سؤال اساسی‌تری مطرح هست؟

در دوران دانش آموزی برداشت از این عبارت آن بود که هر آنچه که اکنون (دوران مدرسه) می آموزید در نهایت برای شما رفاه و ثروت را به دنبال خواهد داشت. اما بزرگ‌تر که شدیم مشخص شد بین این دو یک رابطه خطی و مستقیم وجود ندارد. با این حال بحث دانش و قدرت آن در ثروت آفرینی در دنیای کنونی کاملاً اثبات شده است.


به نظر میرسد در حجاب این سؤال به ظاهر جذاب، حقیقتی اساسی‌تر گم شده است چرا که هیچ انسان عاقلی نه علم (به معنای آگاهی و تجربه) را نفی میکند و نه ثروت و قدرت آنرا. آن حقیقت گم شده چیست؟

آنچه میتواند جواب این سؤال باشد آن است که ثروت و علم و رابطه آن‌ها در نظام خلقت به خوبی درک نشده است. هر آنچه در نظام خلقت وجود یافته است در نهایت برای رستگاری انسان موجود شده است، اما آفت آنجاست که از جایگاه، کاربرد و رتبه آن‌ها آگاه نباشیم و به حل سؤالاتی سطحی درگیر شویم. درگیر شدن در سؤالات سطحی و غفلت از اصل ماجرا و عدم درک صحیح از مفاهیم خلقت؛ حرکت در مسیر رستگاری را با مشکلاتی مواجه میکند.

موضوع جذاب‌تر می‌شود وقتی که بدانیم سالها پیش این حقیقت گم شده در قالب داستانهای جذاب کتاب وزین «کلیله و دمنه» به روشنی تبیین و تشریح شده است. شاید بهتر باشد به جای پرسیدن اینگونه سوالها از خود بپرسیم : «چرا زمانی که سوالهای اساسی بشر با تلاش انسانهایی بزرگ و فرهیخته به خوبی واکاوی و ارایه شده است، ما هنوز غافل از این وجوه اساسی زندگی خود و درگیر حل مباحث سطحی و پیش پا افتاده هستیم؟»

شاید یکی از دلایل اصلی در حال توسعه بودن ما، عدم استفاده مناسب از اندوخته های وزین بشری، و درگیری مداوم در کشف و حل مباحث اساسی و حل شده انسان، و به تبع آن عدم توانایی در پاسخ به سؤالات امروزی خود باشد. اندوخته هایی که علاوه بر اینکه نمونه‌های بسیار عجیب و گرانبهای ملی داریم (بوستان، شاهنامه، غزلیات حافظ و ...)، نمونه‌های گرانقدر و بی بدیل دینی(قرآن، نهج‌البلاغه و ...) نیز در اختیار ما قرار دارد.

چنانچه نگاه ما به این اندوخته ها تغییر کند و مطالعه آن‌ها به امری روزمره تبدیل شود، پیشرفت و گذر از وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی امروز کشورمان به راحتی و با صرف اندک زمانی امکان‌پذیر خواهد بود.

در ادامه داستانی که در دیباچه فصل اول کتاب کلیله و دمنه، فصل شیر و گاو، بیان شده است به زبان امروزی برای پاسخ به عنوان این مطلب ذکر میشود:
بازرگانی بود دارای مال و اموال بسیار و فرزندانی که به سن بلوغ رسیده بودند. فرزندان علاقه ای به کسب و کار نداشتند و دست اسراف بر جیب وزین پدر داشتند. پدر که این وضعیت را دید بر خود واجب دانست تا پسران خود را پند و اندرز دهد و از این روی به ایشان اینگونه گفت:
ای فرزندان من، ما در دنیا، در طلب سه چیز هستیم: فراوانی و فراخی روزی و معیشت، رفعت منزلت (جایگاه اجتماعی)، و دستیابی به ثواب آخرت.

اما دستیابی به این سه با چهار خصلت فراهم میشود و آن چهار خصلت عبارتند از:
1- اندوختن و جمع کردن مال از طریق و روش صحیح
2- حسن قیام در نگاه داشت مال
3- انفاق مال درآنچه به صلاح زندگی و رضای خانواده و توشه آخرت باشد.
4- حفظ و نگهداری نفس و جان خود از آفات و حوادث دنیا آنقدر که مقدور باشد.

هرکس از این چهار خصلت یکی را مهمل گذارد روزگار حجاب مناقشت پیش مرادهای او بدارد (روزگار با این شخص بد عهدی میکند و از رسیدن به خواسته هایش جلوگیری میکند).
این موضوع بدان دلیل است که هرکس از کسب و کار، و روزی حلال دوری کند، نه میتواند زندگی خود را سروسامان دهد و نه میتواند دیگران را در تعهد خویش داشته باشد.

چنانچه مال بدست آورد و در تثمیر (به ثمر رساندن مال، به معنای سرمایه‌گذاری صحیح و استفاده مطلوب) آن غفلت کند، خیلی زود به درویشی می افتد. چنانکه سرمه هر چند اندک اندک استفاده میشود ولی در نهایت پایان مییابد. [اهمیت سرمایه گذاری]
و چنانچه اقدام به خرج بی حد و نصاب نماید زبان طعن در وی گشوده گردد. [اهمیت خویشتن داری در استفاده از سرمایه]

و چنانچه روی به خصت و امساک بیاورد و از فضل و بخشش و همچنین سرمایه گذاری دوری کند مانند درویشی میماند که از لذات نعمت محروم است و در مقابل آسمان و روزگار او را در معرض نابودی دارد.
این شخص مانند حوضی است که پیوسته به آن آب وارد میشود، چنانچه این حوض به اندازه ورودی خروجی نداشته باشد به ناچار از کناره های حوض آب اضافی بیرون میرود و یا اینکه کل حوض دچار مشکل میشود و به یکباره رخنه ای بروز میکند و از آن آب حوض چیزی باقی نمیماند. [اهمیت استفاده مطلوب از سرمایه در مسیر رفاه، انفاق و سرمایه گذاری]
و ....

شاید نمونه‌هایی دیگر از اینگونه داستانها وجود داشته باشد. روایات متعدد ائمه (ع) که تلاش در جهت کسب روزی حلال را توصیه میکند میتوانند به تقویت اساس فکری اینگونه داستانها کمک کند.

برای اصلاح خط آینده تاریخ این اندوخته های ارزشمند چراغ راه بسیار خوب و محکم، و نشانگر قوانین جاری خداوند در خلقت محکم او هستند. بنابراین با مطالعه و تعمق در این اندوخته ها به قوانین خلقت که حاصل «من یشاء خداوند» است چنگ میزنیم و با این حرکت، برکت را از او مطالبه میکنیم که سرچشمه تمامی برکات است.

حداقل آورده این چنگ زدند هدایت فرزندان عزیزمان در جهت حل مسائل جدید به جای حل مسائلی خواهد بود که سالها پیش توسط تلاشگران و بزرگان ما به خوبی واکاوی و ارایه شده است.

به امید آینده‌ای پربارتر

به روزرسانی: 1394/06/29
برخی دوستان من عنوان کردند که با خواندن متن جواب سوال «علم بهتر است یا ثروت» را نیافته اند: عرض از متن فوق بیان این حقیقت است که علم و ثروت دو مقوله جدا از یکدیگر نیستند. لازم است که ما جایگاه و مرتبه هر یک را به درستی در زندگی تشخیص داده و به نحو مطلوب از آنها استفاده کنیم.

در صورتیکه سوال این را تداعی میکند که ما مجبور هستیم در زندگی یکی از این دو را انتخاب کنیم. به عبارتی این سوال به نوعی انحرافی است و ذهن را از واقعیت دور میکند.

جاوید باشید
حمید جعفریان

1 comment:

jj said...

استفاده كردم
ممنون
موفق باشيد