Thursday, February 25, 2016

شکرگزاری، آغاز حرکت

قرار گیری در مدار موفقیت را از کجا و چگونه آغاز کنیم؟

هنگامی که ما تصمیم به تغییر در خود میگیریم مهم است که بدانیم در وضعیتی که هم‌اکنون قرار داریم کسی که نقش اساسی و مهم داشته است خود ما هستیم. به عبارتی بر این نکته تأکید میکنیم که آنچه امروز اتفاق افتاده است نتیجه تصمیمات، تلاشها و استعدادهایی است که من فراهم آورده‌ام.
قرارگیری در وضعیت فعلی نتیجه بدشانسی و یا اقبال نیست، بلکه نتیجه فراهم آوری استعدادها و توان من در انجام کارها است.
آنچه من امروز دارم نتیجه استعدادها و قابلیتهایی است که من در خود ایجاد کرده‌ام. برای رسیدن به هدف و موفقیتی که من به عنوان هدف برای خود در نظر گرفته‌ام، مطمئناً نیاز به استعدادهای جدید و مطابق با هدف دارم. به عبارتی در گام اول لازم است نقش خود را در سرنوشت خود مسجل کنیم.
.
در گام دوم، با شناخت نقش و تأثیر خود در مسیر حرکت، از فرافکنی و انداختن تقصیرها بر گردن دیگران و افلاک خودداری میکنیم و مسئولیت زندگی و رفتار خود را بر عهده میگیریم.
شاید در زندگی وضعیتهایی رخ داده است که در کنترل ما نبوده است و به نوعی «جبر» روزگار بر ما تحمیلهایی انجام داده است، اما انتخاب نوع برخورد با آن وقایع بر عهده ما بوده است.
در نتیجه مجدد نگاه خود را از اطراف، و به عنوان جایگزینی برای مقصر یابی، به خود معطوف میکنیم. ما میپذیریم که در سرنوشت خود مسئول هستیم و این ما هستیم که سرانجام را مشخص میکنیم.
مسئولیت پذیری حس غریبی است، و تا زمانی که در مقابل سرنوشت، خود را مسئول ندانیم، حرکت در مسیر تغییر محال و نشدنی است.


حالا با نگاهی متفاوت به وضعیت موجود خود نگاه کنید، این گام سوم حرکت است. این سؤال را از خود بپرسید که «آیا نمیتوانست وضع از این بدتر باشد؟».
«آیا استعدادهای من با وضعیتی که هم‌اکنون در آن قرار دارم مطابقت دارد؟» و یا «آیا وضعیت موجود حتی از سطح استعدادهای من هم فراتر نیست؟» به این سؤالات بدون تعصب پاسخ دهید.
اصولاً در حکومت خدا، همیشه عطا بیش از استعداد طالب است. چنانچه شما به خدا ایمان داشته باشید مطمئناً دست خدا را در سرنوشت خود که جلوتر از ما و مهربانتر از ما به ما در حرکت است، خواهید دید. اگر لغزشهایی وجود داشته است این سماجت ما بر لغزش بوده است که «لیس لالنسان الی ما سعی».
این واقعیتی بزرگ است که «لطف خدا بیشتر از جرم ما است»، و اینجاست که انسان میتواند از عمق وجود فریاد برآرد که «خدایا دمت گرم»، تو بیشتر از من به من نزدیکی («نحن اقرب من حبل الورید»)، تو به واقع خدایی و خالق.

در گام چهارم، به اطرافیان خود و اشخاصی که به عنوان خانواده، بستگان، دوست، شریک و … در اطراف شما هستند نظری بیاندازید. این سؤال را از خود بپرسید «آیا من به درستی اطرافیان خود را شناخته‌ام؟» و شاید قبل از آن این جمله را بپرسید که «آیا من خود را شناخته‌ام؟».
برای شناخت اولین شرط، پذیرش حقایق و وقایع وضعیت جاری است. تا شما اشخاصی را که در اطرافتان هستند و خودتان را با همین وضعیتی که قرار دارند (از نظر فکری، رفتاری و …) نپذیرید امکان شناخت وجود ندارد.
به عبارتی تا زمانی که به دنبال انکار(سلب استعدادهای موجود) و یا آرزو(بافتن استعدادهای دروغین) هستیم، در فضای خلاء سیر میکنیم. شناخت در فضای خلاء، توهمی، و غیر واقعی رخ نمیدهد و بلکه شناخت در فضای واقعی و در مواجهه با حقایق بروز میکند.
اولین ثمره پذیرش حقایق در مورد خود و اطرافیان، پیدایش عنصر ارزشمند «احترام به شخصیت» خود و دیگران است. شما هر آنچه هستید، و با آنچه واقعاً هستید یک عنصر ارزشمند و قابل احترام هستید.
میوه احترام به دیگران و خود، درک قابلیتها و استعدادها و به دنبال آن شناخت حقیقی اطرافیان و خود خواهد بود. تعریف خداوند از حضرت محمد (ص) که «انک علی خلق عظیم» بر اهمیت احترام متقابل، و جازبه عجیب حاصل از این احترام و خوش خلقی با دیگران اشاره دارد.
احترام به خود و دیگران، احترام به تلاشهای خود و استعدادهای خود و دیگران، و در نهایت احترام و خضوع در مقابل یکتای بی همتا به دلیل بخششهای بیش از استعداد ما خواهد بود.
تا عنصر احترام ایجاد نشود، اهمیت داراییهای موجود و شناخت درست منابع (یا resource به گفته اهل فن) امکان‌پذیر نخواهد بود. احترام نوعی ارزش قایل شدن است برای تلاشها و زحماتی که انجام شده است که این خود حاصل پذیرش حقایق است.

هنگامی امکان تعامل با خود و دیگران، و انجام حرکتی جدید وجود خواهد داشت، و هنگامی من میتوانم عامل مؤثر در تغییر خود باشم که به خودم و به دارایی خودم و اطرافیانم احترام بگذارم.

حالا و در گام پنجم، با طی کردن چهار گام اساسی به مقام «رضا» میرسیم.
شاید خواندن این عبارت در دعای کمیل همیشه ابهام انگیز بوده است که «و اجعلنی بقسمک راضیا قانعا و فی جمیع الاحوال متواضعا»، شاید این به ذهن متبادر می‌شود که جدای از بحث تلاش و استعداد ما این خدا است که وضعیتی را برای ما ترسیم میکند و ما باید در هر شکل به آن راضی باشیم؟
واقعیت این است که نقاش و «مصور» و کارگردان این جهان عظیم خداوند متعال است. اما نکته مهمی وجود دارد و آن اینکه خداوند در هنگام ترسیم وضعیت موجود «بر اساس تلاشها، استعدادها، قابلیتها و آمادگیهای ما» عمل میکند و حتی در خیلی از موارد فراتر از آنچه ما داریم و هستیم بر زیباییهای مخلوق خود می افزاید.

مقام «رضا» حاصل جمع گذاره های زیر است:
  • من به مسئولیت خود واقفم
  • من از فرافکنی خودداری میکنم
  • من لطف خدا به من را که فراتر از استعداد من است درک میکنممن به خودم و اطرافیانم و آنچه الان هستم که حاصل من و تفکرات من است احترام میگذارم.
این مقام «رضا» است. رضایت به قسمت خدا، جز رضایت به تواناییهای خود و درک مسئولیت خود در سرونشت، و درک عظمت پدیدآورنده این سیستم عجیب و پیچیده نیست.
مقام «رضا» مقام احترام و رضایت به قوانین و حدود خلقت خداوند و پدیدآورنده این کارگاه عظیم هستی است. مقام «رضا» مقام شناخت قوانین خلقت است.

حالا که اهمیت خود و اطرافیان و نظام خلقت را شناختیم، در گام ششم خود را از چنبره «آرزوها و توهمات» رها میکنیم.
نکته باریکتر از مو اینجاست، تفاوت بسیار دقیق و مهمی بین هدف و آرزو وجود دارد: «آرزو در لامکان و لازمان است و هدف در مکان و زمان».
آنچه هدف را از آرزو متمایز میکند قرار گیری در چهارچوب زمان و مکان است و متقابلا آنچه آرزو را از هدف متمایز میکند عدم پایبندی به زمان و مکان است.

در اینجا شاید گفته حضرت محمد (ص) که فرموند: «من بر امت خود بر آرزوهای دراز بیمناکم» بهتر قابل درک باشد. آرزو انسان را به لامکان و لازمان، به فرای زمان و مکان میبرد و به نوعی در یک پارادکس که هم همیشه آن را نداریم (در جهان واقع) و هم آن را داریم (در فضای تخیل و در فرای زمان و مکان) قرار میدهد. به نوعی حاصل این پارادکس قرارگیری در فضای توهم و خروج از واقعیتها و فاجعه تأسف بار آن از بین رفتن حاصل زندگی و تلاشها در توهمات است.


از دلایل اصلی درگیری در آرزوها و قرارگیری در فضای لامکان و لازمان فرار از واقعیتها و عدم توانایی درک استعدادها و مسئولیت خود است. خداوند در آیه 120 سوره نساء میفرمایند: «نویدشان دهد و به آرزوشان افکند و نویدشان ندهد شیطان مگر فریب (سرگرمی)»، به عبارتی دام آرزو یکی از هنرهای شیطان است.

شخصی که به مقام «رضا» میرسد، شخصیت و گوهر ارزشمند خود را در چهارچوب زمان و مکان برنامه‌ریزی میکند و بدینواسطه برای خود اهدافی ترسیم میکند.

گام هفتم، «درک نصیب خود از دنیا، احترام به دارایی دیگران و طلب از فضل خدا»ست. آیه 32 سوره نساء آیه عجیبی است که به نوعی تمامی هفت گام را خلاصه میکند، «و آرزو(تمنا) نکنید آنچه را که خداوند فزونی داد بدان بعضی از شما را بر بعضی، مردان را است بهره ای از آنچه کسب کردند، و زنان را است بهره ای از آنچه کسب کردند، و بخواهید خدا را از فضلش، و خدا است به همه چیز دانا»

حال که به مقام رضا و رهایی از آرزو ها رسیده اید، بدانید که هر کس در این دنیا نصیبی دارد که حاصل تلاشهای اوست. مسیر و هندسه زندگی هر شخص خاص اوست.
در نتیجه به جای اینکه به دنبال همسان سازی هندسه زندگی خود با دیگران باشید و به دنبال همچون دیگران شدن باشید، از فضل خدا، نصیب خود را از دنیا طلب کنید و در این مسیر تلاش در جهت کسب را با قدرت ادامه دهید.

در این گام چشم ظاهر و باطن ما از مقام نظاره و خیرگی در دارایی دیگران، به مقام نظاره و خیرگی در خزائن خداوند و قدرت لایزال او میرسد.

و گام هشتم مقام «توکل» است.

زندگی در چهارچوب کلی آن و در نظام خلقت دارای هدفی است، «ربنا ما خلقت هذا باطلا» (خدایا این را باطل نیافریدی)، و در این مسیر دامها و فرصتها بیشمار است.
خداوند متعال در آیه 45 سوره نساء میفرماید: «و خدا داناتر است به دشمنان شما، خدا شما را کفایت میکند به عنوان سرپرست (ولی) و خدا شما را کفایت میکند به عنوان یاور (ولی)».

مقام توکل مقام آگاهی به وجود خداوندی آگاه به تمام شؤون زندگی ما، آگاه به تمام پیچیدگیهای مسیر حرکت ما و آگاه به تمام امکانات و قابلیتهای موجود در آن است. مقام توکل مقام آگاهی به وجود یاوری بی همتا و سرپرستی بی بدیل در این مسیر است.

هر چند مسیر سخت باشد و هر چند مسیر پر سنگلاخ باشد، اما نور امید و توکل به واسطه وجود سرپرست و یاوری که وجود او کفایت کننده همه چیز است، ما را در پیمودن این مسیر، محکم و استوار میسازد. مقام توکل، مقام پشت گرمی به خالق هستی است.



و اما «شکرگزاری»، چیست؟ شکرگزاری به معنای:

  • پذیرش مسئولیت و نقش خود در سرنوشت خود
  • درک نسبت عطا و بخشش خداوند به استعداد و قابلیتهای ما
  • درک حقایق و شناخت خود و اطرافیان و احترام به شخصیت خود و اطرافیان
  • درک تفاوت عمیق آرزو و هدف، و حرکت در مسیر مکان و زمان و هدفگذاری مسیر حرکت
  • شناخت قوانین خلقت، و رضا به آنچه خداوند در جهان در قالب قوانین خود مقدر کرده
  •  توکل و پشت گرمی به یکتای بی همتا


شکرگزاری گام ابتدایی و آغاز حرکت در مسیر موفقیت است.


هیچ واژه‌ای به عظمت این واژه نیست، چنانکه خداوند در آیه 145 سوره آل عمران میفرماید: «و نرسیده است کسی را که بمیرد مگر به اذن خدا، نامه سرآمد دار (در وقت مشخص)، و هرکس پاداش دنیا بخواهد دهیمش از آن، و هر کس پاداش آخرت بخواهد دهیمش از آن، و زود است پاداش دهیم به شکرگزاران».

شکرگزاران طیف سوم و جدا شده‌ای از خواهندگان دنیا و آخرت هستند، طیف و طبقه ای که خدا خود به آن‌ها پاداش خواهد داد.

شکرگزاری، خلاصه هشت گامی است که ما برای حرکت در مسیر موفقیت و ایجاد تغییر در شیوه حرکت بدان نیاز داریم و به صورت مختصر، گام اول در حرکت به سمت موفقیت است.

همواره پیروز و سربلند بمانید.
حمید رضا جعفریان.

Friday, December 18, 2015

متن باز تهدید یا فرصت؟

در این نوشتار قصد داریم با ذکر خلاصه ای قابل جمع بندی از مفاهیم  و تاریخچه عبارات «متن باز» و «نرم افزارهای آزاد» به تأثیر آنها بر مسیر حرکت فناوری اطلاعات در کشور بپردازیم.

نرم افزارهای آزاد اولین بار توسط آقای ریچارد استالمن مطرح شد که در تقابل با فضای حاکم در آن زمان و مخفی کردن کد منبع (Source Code) نرم‌افزار از مصرف کننده نهایی قرار داشت. بر طبق نظر ایشان مصرف کننده حق دارد به کد منبع دسترسی داشته باشد (که این دسترسی میتواند مجانی نباشد و در قبال دریافت وجه انجام شود) و تغییرات مورد نظر خود را در آن اعمال کند.
در ادامه شرکتهای فعال در حوزه فناوری اطلاعات در جهان (عمدتا آمریکایی) مفهوم متن باز را رواج دادند که به معنی در دسترس بودن کد منبع نرم‌افزار مورد نظر میباشد.
این دو عبارت اگر چه از نظر محتوایی به هم نزدیک هستند اما از منظر کاربردی تفاوتهای چشمگیری دارند:
  • نرم افزارهای آزاد (FOSS یا FLOSS) را میتوان یک حرکت اجتماعی در مقابل محدود کردن دسترسی کاربران به کد منبع نرم‌افزارها در نظر گرفت.
  • متن باز (Open Source) یک متدولوژی توسعه است که توسط شرکتهای نرم‌افزار در مسیر توسعه نرم‌افزارها استفاده می‌شود و لزوماً با تمامی شرایط نرم افزارهای آزاد تطابق ندارد.
به عبارتی باید اینگونه گفت که متن باز در تقابل نرم افزارهای آزاد با حقایق حوزه اقتصاد و Business شکل گرفت و شرکتهای حوزه فناوری اطلاعات با تلفیق مفاهیم نرم افزارهای آزاد با اصل سودآوری، ماندگاری و توان رقابت در حوزه اقتصاد، آن را تعریف در توسعه نرم افزارهای خود از آن استفاده کردند.
.

متن باز یک متدولوژی توسعه نرم‌افزار است که در بسیاری از موارد کد منبع نرم‌افزارها در دسترس است و همچنین متقابلا در بسیاری از موارد کد منبع نرم‌افزار در دسترس نیست و یا با پیچیدگی خاصی عرضه میشود.

به صورت خیلی خلاصه میتوان متن باز یا به عبارت کاملتر متدولوژی توسعه متن باز را اینگونه تعریف کرد:
  • تشکیل تیم توسعه داخلی (داخل شرکت) به عنوان Head و مدیر پروژه
  • ارایه کد منبع برنامه به صورت عمومی (کد منبع لزوماً تمامی یک پروژه نیست و میتواند قسمتی از کار باشد که قابلیت متن باز شدن دارد بدون صدمه به ساختار اقتصادی شرکت)
  • تلاش در جهت ایجاد اجتماع کاربران اعم از برنامه نویس، مستند ساز، کاربر نهایی و تست کننده حول پروژه ارایه شده به صورت متن باز
  • راهبری اجتماع کاربران توسط تیم توسعه داخل شرکت در جهت برآورده سازی اهداف شرکت در توسعه نرم‌افزار از جمله:
    • استفاده از برنامه نویسان موجود در اجتماع به جهت توسعه قابلیتها و رفع باگها
    • استفاده از مستندسازان موجود در اجتماع به جهت توسعه مستندات
    • استفاده از کاربران نهایی و تست کنندگان به جهت کار با محصول و ارایه گزارش‌ها کاربری و همچنین ارایه باگهای کشف شده
چنانچه مشاهده می‌شود متن باز از حمایت و پشتیبانی یک ساختار اقتصادی برخوردار است و به عبارت دقیقتر باید گفت حرکت در مسیر متدولوژی متن باز دارای هزینه‌هایی است که یک شرکت اقتصادی با درک هزینه‌ها و ارزش خروجی حاصل از این فعالیت، اقدام به تشکیل جوامع متن باز میکند.آنچه هم‌اکنون در دنیای واقعی به عنوان نمایشی از حوزه نرم افزارهای آزاد ارایه می‌شود انبوه پروژه هایی هستند که با متدولوژی متن باز در حال توسعه میباشند. 

قدرت اجتماعات به‌قدری است که شرکتهای بزرگ حاضر هستند برای این اجتماعات خرجهای زیادی را انجام بدهند که از جمله این مزایا:
  • برخورداری از خروجی کار دیگر برنامه نویسان در سراسر دنیا و توانایی در جذب نیروهای نخبه
  • استفاده از خروجی تست کاربران به عنوان مهمترین فاز در توسعه نرم‌افزار که در نهایت منجر به کاهش هزینه هنگفتی در ارایه خروجی با کیفیت میشود.
  • تقویت برند شرکت چه در حوزه دانشگاهی و تحقیقاتی و چه در حوزه اقتصادی
  • سرعت و تنوع در توسعه قابلیتهای نرم‌افزار هدف
  • استفاده از حجم انبوهی از مشارکتهای مجانی (آرزوی هر شرکت اقتصادی)
به عنوان یک جمع‌بندی در مورد مباحث متن باز باید گفت که درک مدل اقتصادی در ورای این پروژه ها بسیار حائز اهمیت است. به عبارت دقیقتر هیچ پروژه ای صرفاً برای اینکه کد آن در اختیار دیگران قرار بگیرد، و به عبارت دقیقتر به عنوان یک تفریح، به صورت متن باز ارایه نمیشود (در فضای متن باز منظور است) بلکه بر پایه یک مدل اقتصادی و با راهبری متمرکز از سمت ارایه دهنده نرم‌افزار پروژه به پیش میرود.
درک مدل اقتصادی حاکم بر پروژه های متن باز مؤید این مطلب است که وجود هر گونه نرم‌افزار متن بازی نشانگر اهداف برنامه‌ریزی شده در جهت ارایه آن نرم‌افزار به صورت متن باز میباشد. این مدل هم‌اکنون در هسته(Kernel) سیستم عامل لینوکس نیز اعمال می‌شود چرا که Linux Fundation به عنوان یک نهاد بالادستی و اقتصادی که توسط شرکتهای مهم فناوری اطلاعات دنیا پشتیبانی می‌شود راهبری این پروژه عظیم را در دست گرفته است و به اینصورت در قالب حرکت متدولوژی متن باز قرار گرفته است.

باید گفت که حیات یک پروژه متن باز به دو عامل بستگی دارد:
  • مدل اقتصادی
  • راهبری متمرکز
بدون این دو هیچ پروژه متن بازی نه عرضه می‌شود و نه قادر خواهد بود به حیات خود ادامه دهد.

ارایه و یا مشارکت در پروژه های متن باز توسط شرکتهای بزرگ فناوری اطلاعات در دنیا با سه هدف اصلی انجام میشود:
  • توسعه تکنولوژیهای مشترک 
    • از نمونه‌های بارز آن مشارکت در Linux Foundation و پشتیبانی آن از Kernel و OpenSSL و پروژه های دیگر میباشد. در لیست مشارکت کنندگان نام شرکتهایی دیده می‌شود که شاید به تصور ما مخالف حوزه متن باز نیز باشند.
    • شرکتهای بزرگ به این نتیجه رسیده‌اند که بهتر است برای کاهش هزینه در این زمینه‌ها سرمایه‌گذاری مشترک داشته باشند.
  • توسعه Prototypeها به جهت استخراج نیازهای تکنولوژِی و کاربری
    • نرم‌افزارهای جای گرفته در این قالب در ساختارهای حرفه‌ای ارایه سرویس توسط حمایت کنندگان استفاده نمیشوند بلکه محملی جهت استخراج نیازها و کنترل مسیر حرکت در تب تکنولوژی، و یا ایجاد تب تکنولوژی میباشد (منظور از تب شور و شعف و بروز احساسات اجتماعی است).
    • این موضوع هم اکنون در حوزه رایانش ابری (Cloud Computing)  بسیار مرسوم است.
  • توانایی در ارایه محصولات Enterprise
    • با ارایه محصولاتی که همیشه از تازه ترین ویرایشهای نرم‌افزارها استفاده میکنند، شرایطی برای نیازسنجی، و تست محصول Enterprise خود ایجاد میکنند و در نهایت با خروجی بدست آمده از میلیونها استفاده و کاربری در سطح دنیا محصولی Enterprise با پشتیبانی Enterprise ارایه میدهند.
    • مثالهایی از این موارد را میتوان به Fedora در مقابل Redhat و همچنین Ovirt در مقابل RHEV اشاره کرد.

با این تفاسیر آیا متن باز «خوب است یا بد» و یا آیا «تهدید است یا فرصت»؟

باید گفت که متدولوژی متن باز کمک بسیار بزرگی به رشد تکنولوژی در دنیا و همچنین کمک افزونتری به چرخه اقتصادی شرکتهای IT کرده است. نمونه بارز کمک به چرخه اقتصادی عدم افت ارزش شرکت ردهت در دوران بحران اقتصادی آمریکا میتواند باشد.
کارآیی این متدولوژی آنچنان اثبات شده است که شرکت معظم مایکرسافت اقدام به ارایه سیستم عامل ابری خود بر پایه سیستم عامل لینوکس نموده است. همچنین Apple خود را از حامیان آن معرفی کرده است. از مهمترین نمونه‌های بارز قدرت این متدولوژی میتوان به سیستم عامل Android نیز اشاره کرد.
شاید بتوان گفت که اگر متدولوژی متن باز نبود مفهوم نرم افزارهای آزاد هم تا کنون منسوخ شده بود چرا که در فضای اقتصادی بدون لحاظ کردن پارامتهای اقتصادی در حرکت، امکان ماندگاری آن حرکت وجود ندارد.


اما آفت و تهدید مخصوصاً در فضای فعلی کشور ما هنگامی به وجود می‌آید که حقایق و پارامترهای اصلی پروژه های متن باز که همان «مدل اقتصادی و راهبری متمرکز» است به کل نادیده گرفته می‌شود. باید بدانیم که ارایه هر گونه خدمت مجانی، دارای اهدف مسجل اقتصادی و راهبردی میباشد و چنانچه بدون برنامه‌ریزی صحیح از این خدمات مجانی استفاده کنیم مسیر رشد فناوری اطلاعات در کشور را با مشکلات متعددی مواجه خواهیم کرد.
مشکل اصلی ما در این حوزه «عادت به مصرف گرایی» همچون دیگر زمینه‌های اقتصادی در کشور میباشد. در حوزه متن باز این موضوع به واسطه در دسترس بودن کد منبع نرم‌افزار بسیار حاددتر می‌شود چرا که تصور میکنیم آنچه را که مصرف میکنیم به صورت کامل در اختیار ما قرار دارد اما سیاستهای راهبردی شرکتها در حوزه متن باز این موضوع را تأیید نمیکند.

هم‌اکنون در وضعیتی قرار گرفته‌ایم که عادت به استفاده از نرم افزارهای کرک شده و مجانی حوزه ویندوزی در حال انتقال به فضای متن باز میباشد و طلیعه این موضوع هم آن است که هر گونه فعالیت تولیدی در کشور در این حوزه ها به دلیل وجود نرم افزارهای متن باز مشابه و تصور دسترسی به کد منبع آن به شدت سرکوب می‌شود و از آن به اختراع دوباره چرخ یاد میشود.

تولید رمز بقای هر شاخه اقتصادی است. هم‌اکنون در کشورهای متعددی صنعت خودروسازی در حال رشد میباشد که از جمله جدیدترین آن‌ها چین است، چنانچه در این کشورها به تصور تولید جنس مشابه در کشورهای مختلف از تولید خودداری میکردند، هیچ گاه به جایگاه فعالی در اقتصاد دنیا نمیرسیدند به گونه‌ای که بانک مرکزی آمریکا در تعدیل نرخ سود بانکی، اقتصاد چین را در نظر میگیرد. به عبارتی این مسیر «اختراع دوباره چرخ» نیست، بلکه «ساخت دوباره چرخ» با پارامترهای قابل رقابت و نو میباشد. تولید دوباره میتواند هزاران بار اتفاق بیافتد تا زمانی که مزیت رقابتی و بازار مصرف وجود داشته باشد. این موضوع در صنایع غذایی نمود بیشتری دارد.

باید تولید کنیم و با درک مفاهیم پایه‌ای و حقایق دنیای متن باز از متدولوژی متن باز در جهت تولید محصولاتی با کیفیت و قابل رقابت و صادراتی استفاده کنیم.

چشم بستن به حقایق متدولوژی متن باز و استفاده و رواج مصرف گرایی در این حوزه و جلوگیری از ظهور و بروز تولیدات و همچنین تهدید محصولات تولیدی موجود در کشور به بهانه قرارگیری بر بسترهای متن بسته، علاوه بر کند کردن مسیر رشد فناوری اطلاعات به دلیل ضربه زدن به تولید، شیوه جدیدی از وابستگی حوزه نرم افزاری کشور به دیگر کشورها را نوید میدهد.

به عبارت دقیقتر اصولاً نباید اصل را بر مفاهیمی همچون «متن بسته» یا «متن باز» قرار دهیم، بلکه باید اصل را بر تولید در کشور قرار دهیم و به این باور برسیم که چنانچه چرخه تولید نرم افزاری در کشور تقویت شود میتوان شاهد رشد صنعت نرم‌افزار و اشتغالزایی در این حوزه و همچنین به دلیل وابستگی شدید کلیه صنایع به حوزه فناوری اطلاعات، شاهد رشد دیگر صنایع در کشور از جمله توریسم و گردشگری و همچنین سلامت باشیم.
باید بدانیم که تنها راه برای تولید علم و به کارگیری علم موجود در کشور، «تولید» است و تا زمانیکه این  موضوع در حوزه فناوری اطلاعات به عنوان «اصل» شناخته نشود، تمامی حرکتها در نهایت با عبارت «درجازدن» خلاصه خواهند شد.


چنانچه عادت به مجانی خوری خود را رها نکنیم و عادات کرکی خود را به حوزه متن باز منتقل کنیم باید گفت که متن باز در چند سال آینده «خشک کننده ریشه تکنولوژی فناوری اطلاعات در کشور» خواهد بود که صرفاً منجر به ایجاد یکسری شرکتهای خدماتی در کشور خواهد شد که ارزش افزوده صادراتی نخواهند داشت و همچنین به دنبال آن شاهد مهاجرت توانمندیهای تولیدی چه در قالب اشخاص و چه در قالب شرکتها به کشورهای اطراف که اهمیت تولید را درک میکنند خواهیم بود.

همواره پیروز و سربلند بمانید.

حمید رضا جعفریان.

Sunday, November 29, 2015

مدیریت مالی به سبک ثروتمندترین مرد بابل

همانطور که در نوشته «برداشتی آزاد از کتاب پدر پولدار، پدر بی پول» به جمع بندی رسیدیم، دستیابی به مکنت مالی و مدیریت پول، بر پایه قوانین خلفت، دارای اصول و قواعدی است. کتاب، «ثروتمندترین مرد بابل» سعی کرده است بر پایه داستانهایی کشف شده از لوحه های گلی شهر بابل، شهری باشکوه و ثروتمند در اعماق تاریخ، قواعد «مدیریت مالی» را برای انسان امروزی رمزگشایی نماید.
به نظر من یادگیری «مدیریت مالی» کمک بسیار خوبی به درک بهتر «مدیریت زمان» خواهد کرد چرا که این دو مخلوق خداوند شباهتهای زیادی به یکدیگر دارند، از جمله اینکه «وقتی از کف رفتند دیگر برنمیگردند».

در گام اول باید بدانیم «همچنانکه درخت از یک دانه کوچک پدید می آید، ثروت نیز از مبالغ جزیی به وجود می آید و رشد میکند». در نتیجه در گام اول تصور هجوم دفعتی مال و ثروتمند شدن یک شبه را از فکر خود بیرون کنید. اگر چه ممکن است شواهدی از اینگونه ثروتمند شدن را در نظر داشته باشیم ولی حقیقت آن است که «باد آورده را باد می برد» و اصولا اینگونه ثروتمند شدن پایدار نیست و خیر دنیا و آخرت به دنبال ندارد.  
نکته بعدی آن است که شروع حرکت ثروتمند شدن و دستیابی به مکنت مالی نیازمند درآمد آنچنانی نیست، بلکه نیازمند هوشمندی و مدیریت مالی است. بنابراین مهم نیست که چقدر حقوق ماهیانه دارید، در درجه اول مهم آن است که هنری داشته باشید و متعاقب آن کاری و در درجه دوم مهم آن است که مهارت مدیریت مالی را بیاموزید و به کاربندید.

کار و اهمیت آن گام دوم در بحث مدیریت مالی است. اصولا کار کردن در هر دینی و مکتبی امری پسندیده است. باید بدانیم که «شانس و اقبال یکی از خدایان مغرور است که وقت خود را با همه کس تلف نمیکند و تنها به سراغ کسانی میرود که آمادگی دارند» و صد البته این آدمها در گام اول دارای کار و هنری هستند.
موضوع اصلی درک اصالت کار و دریافت این حقیقت است که شخص در انجام هر کاری در نهایت برای خود کار میکند و سود واقعی حاصل از کار کردن منفعتی است که شخص از طریق کسب مهارت و تجربه و همچنین کسب شهرت و برند شدن نصیب خود میکند.
«کاری که خوب انجام میشود برای خود کسی است که کار را کرده است و باعث میشود او انسان بهتری باشد.». بنابراین برای اینکه مرد عمل باشیم و بتوانیم مقدمه ملاقات با «خدای شانس» را فراهم کنیم باید فرهنگ کاری خود را در جهت دوست شدن با کار و درک منفعت کار برای شخص عامل درک کرده و شعار «جوهر مرد کار است» را با رنگ طلایی بر سردر قلب خود آویزان کنیم.چنانکه شارونادا به نوه خوشبخت ترین مرد بابل که در گذشته برده بود اینگونه پاسخ داد: «پدر بزرگ تو، از کار لذت میبرد. خدایان قدر تلاشهای او را دانستند و در کمال سخاوت به او پاداش دادند.»
پس «تواناییهای خود را پرورش دهید، مطالعه کنید و بر عقل و دانایی خود بیفزایید، مهارتهای خود را افزایش دهید و به شخصیت خود احترام بگذارید»، «در رشته شغلی خود پیشگام باشید، و راکد نمانید و در جا نزنید، و الا عقب خواهید افتاد».

گام سوم درک قدرت اراده و تصمیم بر رفع مشکلات و ضعفهای شخصیتی و مالی و عبور از آنها است. «هر جا که نیروی تصمیم باشد، راهی گشوده خواهد شد». باید بدانیم که چنانچه در مواجهه با مشکلات تصمیمی بر رفع آنها و غلبه بر آنها نداشته باشیم، در نهایت مشکلات بر ما فائق خواهند شد. گرفتاری در چنگال مشکلات و ضعفها ما را به بردگی آنها خواهد کشید.
چنانکه «سیرا» به برده خود «دباسیر» که بعدها شترفروش بزرگ شهر بابل شد، اینچنین گفت: «تو چگونه خود را آزاد میدانی، در حالی که ضعفهای خودت تو را به اینجا کشیده است؟ اگر مردی روح بردگی را در خود داشته باشد هرگز آزاد نخواهد بود و هر چند که ظاهرا آزاد متولد شده باشد، سرانجام برده خواهد شد، همچنانکه آب سرانجام گودال را پیدا میکند. و اگر روح آزادگی در وی باشد، در شهر خود محترم و معتبر خواهد زیست، ولو اینکه دچار بدبختی شده باشد.»
البته باید در نظر داشته باشیم که «خواسته ما باید ساده و مشخص باشد، اگر آرزوهای ما بسیار متعدد، بسیار پیچیده و به کلی خارج از حدود تواناییهایمان باشند، هدف اصلی از میان میرود».
پس باید عزم خود را جزم کنیم، اراده کنیم تا بر ضعفها و مشکلات خود غلبه کنیم و در این مسیر پایدار باشیم.

گام چهارم احترام به خود و تصمیمات خود و پایداری در اجرای تصمیمات و تعهدات خود است. «قدرت اراده چیزی نیست جز اینکه برای خود هدفی ثابت و غیر قابل تغییر قرار دهیم و بر خود واجب بشماریم وظایفی را انجام دهیم».
پایداری در اجرای تصمیمات و تعهدات راز اعتماد به خود است. چنانچه «آرکاد» میگوید: «هر گاه من وظیفه ای را برای خود قرار دهم، هر چند که کار جزئی باشد، باید آن را به انجام رسانم. در غیر اینصورت چگونه میتوانم به خود اعتماد کنم که کاری مهم را انجام دهم».
او ادامه میدهد: «اگر با خود عهد کنم که به مدت صد روز هر بار که از روی پل عبور میکنم ریگی از کنار راه بردارم و در رودخانه بیاندازم، حتما این کار را انجام میدهم، اگر فرضا در روز هفتم آن کار را فراموش کردم با خود نمیگویم - عیبی ندارد در عوض فردا دو تار یگ می اندازم، چه فرق میکند؟ - بلکه همان موقع برمیگردم و آن ریگ را در رودخانه میاندازم. همجنین در روز بیستم به خود نمگویم - آرکاد این کار بی فایده است. از انداختن ریگ در رودخانه چه چیزی گیرت میآید؟ یک باره مشت خود را پر از ریگ کن و همه اش را به رودخانه بریز و تمامش کن- خیر نه چنین چیزی نمیگویم و نه چنان کاری میکنم. من هر گاه وظیفه ای برای خود قائل میشوم آن را تمام میکنم.»
به گفته «کلاباب»: «ثروتی که با سرعت و آسانی بدست آید به همان ترتیب هم از دست میرود. ثروتی که موجب شادمانی و رضایت صاحب خود شود به تدریج به دست می آید. زیرا که در نتیجه علم و پشتکار حاصل میشود. برای مردان متفکر مستلزم اندکی زحمت است. زحمتی که باید به طور مداوم و همه ساله تحمل کنند تا به هدف نهایی برسند».
پس اسب خود را زین کنید و برای حرکت پایدار و مداوم در این مسیر آماده شوید.

گام پنجم پذیرش حقایق و فرصتها است. «برای به دام انداختن فرشته خوشبختی، باید فرصتها را بپذیریم»، باید دنیا را با رنگ واقعی ببینیم. «جلب خوشبختی، یعنی اینکه از فرصتها استفاده کنیم».
جهت کسب آمادگی برای پذیرفتن فرصتها، علاوه بر طی کردن گامهای قبلی، لازم است از برونگرایی در حل مشکلات دوری کنیم و در گام اول خودمان را مسئول وضعیت فعلی خود بدانیم. همچنین از عادتهای روزمره در خرده گیری بر زمین و آسمان به جد دوری کنیم.
حقایق و واقعیات را به رنگ واقعی ببنیم و بشناسیم تا فرصتها در خلال این شناخت صحیح خود را به ما نشان دهند. «چیزی به نام تقدیر شوم وجود ندارد، به کاربردن این واژه به معنای انداختن گناه ضعفها به گردند خدایان است. تقدیر شوم به دنبال کسانی است که بیشتر به فکر قرض گرفتن هستند تا پس دادن».
شاید قسمت انتهایی آیه 2 و ابتدایی آیه 3 سوره طلاق مصداقی بر این موضوع باشد: «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب»، واقعیت این است که پیروی از سنتهای خداوند در زمین تضمین کننده لطف و بخشش خداوند متعال هستند. اصولا حرکت در مسیر حدود خداوند و وفاداری به آن متضمن دریافت برکات و فرصتها و استفاده صحیح از آن است.


خان ششم این مسیر بیان کننده شیوه مدیریت درآمد و استفاده صحیح از آن میباشد. شیوه مذکور بر اساس نوشته کتاب از لوحه های گلی شهر بابل بدست می آید و مترجم این لوحه ها از خواندن آنها متحیر میشود و میگوید «معلوم میشود که شرایط این جهان پیر از پنج هزار سال پیش تا کنون تغییر چندانی نکرده است».  آلفرد اچ.شروزبری، مترجم لوحه ها، به اتفاق همسرش تصمیم به عمل به این قواعد میگیرند که نتیجه آن بعد از یکسال برای آنها حیرت انگیز بوده است. بعد از یکسال اجرای طرح میگوید «ما باور نمیکردیم که میان تلاشهای بی هدف و داشتن یک طرح مالی صحیح، این همه تفاوت وجود داشته باشد».
لازم است هر گونه درآمدی که به سبب فعالیتها به دست می آید به شیوه زیر تقسیم بندی و استفاده گردند:
  • 10 درصد از هر گونه درآمد خود را پس انداز کنید. «طلا با خوشحالی و به مقدار روز افزون به مردی روی می آورد که دست یک دهم درآمد خود را پس انداز کند تا برای آینده خود و خانواده اش اندوخته ای داشته باشد». باید بدانید که بخشی از درآمد شما متعلق به خود شماست و باید آن را نگاه دارید.
  • 20 درصد از درآمد خود را برای پرداخت بدهیها استفاده کنید. لیستی از بدهیهای خود را تهیه کنید. میزان معوقات قسطهای بانکی، قرض از اشخاص و .... 20 درصد از هر گونه درآمد خود را به نسبت میزان بدهیها به بدهکاران خود پرداخت کنید. در نظر داشته باشید قسط ماه جاری یا شارژ ماه جاری آپارتمانی که در آن زندگی میکنید جزو خرجهای جاری است و میبایست از محل خرجهای جاری پرداخت شود.
  • 70 درصد از درآمد خود را صرف خرجهای جاری کنید. تهیه مسکن، لباس، و ... و همچنین قسط ماه جاری وامها، شارژ آپارتمان و ... جزو خرجهای جاری هستند.
شما با این کار به پر کردن کیسه خود از محل 10 درصد درآمد اقدام خواهید کرد. 
برای مدیریت خرجهای جاری خود، لازم است مخارج خود را تنظیم کنید و تنها به میزان 70 درصد درآمدهای خود را به آن اختصاص دهید. «چیزی را که ما به عنوان هزینه های ضروری مینامیم، ثابت و مشخص نیست، بلکه با افزایش درآمد دائما رشد میکند، تا اینکه مساوی درآمدمان شود مگر اینکه جلوی آن را بگیریم. هرگز هزینه های ضروری را با آرزوها و هوسهای خود اشتباه نکنید»
مدیریت این مخلوق چموش خداوند نیاز به طرح و برنامه دارد، باید برای هر ریالی که بدست می آورید بر طبق قواعد فوق رفتار کنید. با رعایت این قواعد، علاوه بر روزآوری و تنظیم خرجهای جاری و کاسته شدن از بدهیها در هر ماه، قادر خواهید بود هر ماهه بر پس انداز خود که پشتوانه محکمی برای شما خواهد بود بیافزایید.

خان هفتم به کار اندازی پس انداز و سرمایه گذاری آن در مسیر سود آور و مطمئن هست. «طلا با سخت کوشی و اشتیاق برای ارباب عاقلی کار میکند که آن را در راهی سودآور به کار اندازد، و آن گاه همچون گله های دشت رو به ازدیاد میگذارد».
« هر یک از سکه های موجودی خود را به کار اندازید تا تولید مثل کند، همچنان که گله های گاو و گوسفند نیز تکثیر میشوند، و در نتیجه درآمدتان افزایش یابد و جریان مداومی از طلا به کیسه تان سرازیر شود.»
«اولین اصل سرمایه گذاری صحیح این است که اصل سرمایه باید محفوظ بماند». «طلایی که در کیسه انسان است، باید با دقت محافظت شود، وگرنه از دست میرود. پس بهتر است ابتدا یاد بگیریم که مقادیر اندک را نگهداری کنیم تا اینکه بعدها خدایان مبالغ بیشتری را نصیب ما کنند».
«با تکیه بر عقل و دانش خود، در دام سرمایه گذاریهای غلط نیافتید، بلکه بسیار بهتر است که در این موارد با افراد آگاه و با تجربه مشورت کنید». «طلا با حمایت صاحب محتاطی زیاد میشود که آن را با مشورت متخصصان مالی با تجربه سرمایه گذاری کند، طلا از دست کسی میلغزد که آن را در معاملات و منظورهایی به جریان اندازد که در آن زمینه آشنایی کافی ندارد و یا مورد تایید افراد ماهرنیست، طلا از کسی فرار میکند که به دنبال درآمدهای غیر ممکن باشد».



هفت خان یا هفت گام مدیریت مالی به سبک «ثروتمندترین مرد بابل» را با هم مرور کردیم. جمع بندی نهایی میتواند آن باشد که حرکت در مسیر بهره وری بهتر از پول و درآمد نیازمند دستیابی به دانش مالی است. در صورتیکه قادر باشیم اندک درآمد فعلی را به شیوه صحیح مدیریت کنیم، قادر خواهیم بود ثروت بیشتر را نیز مدیریت کنیم و در نتیجه پتانسیل کسب فیوضات و برکات خداوند را فراهم آوریم.
بنا به آموزش بزرگان دین اسلام، کسب هر چیزی نیازمند استعداد برای آن چیز است. این موضوع برای تمامی خواسته های بشر (که در قالب ادعیه نیز مطرح میشود) صادق است. کسب و مدیریت پول نیز از این قاعده مستثنی نیست و نیازمند استعداد مدیریت مالی است.

خواندن این کتاب ارزشمند را به شما خواننده محترم توصیه میکنم.

به امید موفقیتهای روز افزون
پایدار و سرافراز بمانید.

حمید جعفریان.

Friday, August 21, 2015

علم بهتر است یا ثروت - برداشتی از کتاب کلیله و دمنه


«عبارت علم بهتر است یا ثروت؟» به کرات توسط اشخاص مختلف با تفسیرهای گوناگون تبیین شده است. با وجود این به نظر میرسد پاسخ هنوز نامشخص است.به راستی حقیقت چیست؟ آیا «علم بهتر است یا ثروت»؟ و یا سؤال اساسی‌تری مطرح هست؟

در دوران دانش آموزی برداشت از این عبارت آن بود که هر آنچه که اکنون (دوران مدرسه) می آموزید در نهایت برای شما رفاه و ثروت را به دنبال خواهد داشت. اما بزرگ‌تر که شدیم مشخص شد بین این دو یک رابطه خطی و مستقیم وجود ندارد. با این حال بحث دانش و قدرت آن در ثروت آفرینی در دنیای کنونی کاملاً اثبات شده است.


به نظر میرسد در حجاب این سؤال به ظاهر جذاب، حقیقتی اساسی‌تر گم شده است چرا که هیچ انسان عاقلی نه علم (به معنای آگاهی و تجربه) را نفی میکند و نه ثروت و قدرت آنرا. آن حقیقت گم شده چیست؟

آنچه میتواند جواب این سؤال باشد آن است که ثروت و علم و رابطه آن‌ها در نظام خلقت به خوبی درک نشده است. هر آنچه در نظام خلقت وجود یافته است در نهایت برای رستگاری انسان موجود شده است، اما آفت آنجاست که از جایگاه، کاربرد و رتبه آن‌ها آگاه نباشیم و به حل سؤالاتی سطحی درگیر شویم. درگیر شدن در سؤالات سطحی و غفلت از اصل ماجرا و عدم درک صحیح از مفاهیم خلقت؛ حرکت در مسیر رستگاری را با مشکلاتی مواجه میکند.

موضوع جذاب‌تر می‌شود وقتی که بدانیم سالها پیش این حقیقت گم شده در قالب داستانهای جذاب کتاب وزین «کلیله و دمنه» به روشنی تبیین و تشریح شده است. شاید بهتر باشد به جای پرسیدن اینگونه سوالها از خود بپرسیم : «چرا زمانی که سوالهای اساسی بشر با تلاش انسانهایی بزرگ و فرهیخته به خوبی واکاوی و ارایه شده است، ما هنوز غافل از این وجوه اساسی زندگی خود و درگیر حل مباحث سطحی و پیش پا افتاده هستیم؟»

شاید یکی از دلایل اصلی در حال توسعه بودن ما، عدم استفاده مناسب از اندوخته های وزین بشری، و درگیری مداوم در کشف و حل مباحث اساسی و حل شده انسان، و به تبع آن عدم توانایی در پاسخ به سؤالات امروزی خود باشد. اندوخته هایی که علاوه بر اینکه نمونه‌های بسیار عجیب و گرانبهای ملی داریم (بوستان، شاهنامه، غزلیات حافظ و ...)، نمونه‌های گرانقدر و بی بدیل دینی(قرآن، نهج‌البلاغه و ...) نیز در اختیار ما قرار دارد.

چنانچه نگاه ما به این اندوخته ها تغییر کند و مطالعه آن‌ها به امری روزمره تبدیل شود، پیشرفت و گذر از وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی امروز کشورمان به راحتی و با صرف اندک زمانی امکان‌پذیر خواهد بود.

در ادامه داستانی که در دیباچه فصل اول کتاب کلیله و دمنه، فصل شیر و گاو، بیان شده است به زبان امروزی برای پاسخ به عنوان این مطلب ذکر میشود:
بازرگانی بود دارای مال و اموال بسیار و فرزندانی که به سن بلوغ رسیده بودند. فرزندان علاقه ای به کسب و کار نداشتند و دست اسراف بر جیب وزین پدر داشتند. پدر که این وضعیت را دید بر خود واجب دانست تا پسران خود را پند و اندرز دهد و از این روی به ایشان اینگونه گفت:
ای فرزندان من، ما در دنیا، در طلب سه چیز هستیم: فراوانی و فراخی روزی و معیشت، رفعت منزلت (جایگاه اجتماعی)، و دستیابی به ثواب آخرت.

اما دستیابی به این سه با چهار خصلت فراهم میشود و آن چهار خصلت عبارتند از:
1- اندوختن و جمع کردن مال از طریق و روش صحیح
2- حسن قیام در نگاه داشت مال
3- انفاق مال درآنچه به صلاح زندگی و رضای خانواده و توشه آخرت باشد.
4- حفظ و نگهداری نفس و جان خود از آفات و حوادث دنیا آنقدر که مقدور باشد.

هرکس از این چهار خصلت یکی را مهمل گذارد روزگار حجاب مناقشت پیش مرادهای او بدارد (روزگار با این شخص بد عهدی میکند و از رسیدن به خواسته هایش جلوگیری میکند).
این موضوع بدان دلیل است که هرکس از کسب و کار، و روزی حلال دوری کند، نه میتواند زندگی خود را سروسامان دهد و نه میتواند دیگران را در تعهد خویش داشته باشد.

چنانچه مال بدست آورد و در تثمیر (به ثمر رساندن مال، به معنای سرمایه‌گذاری صحیح و استفاده مطلوب) آن غفلت کند، خیلی زود به درویشی می افتد. چنانکه سرمه هر چند اندک اندک استفاده میشود ولی در نهایت پایان مییابد. [اهمیت سرمایه گذاری]
و چنانچه اقدام به خرج بی حد و نصاب نماید زبان طعن در وی گشوده گردد. [اهمیت خویشتن داری در استفاده از سرمایه]

و چنانچه روی به خصت و امساک بیاورد و از فضل و بخشش و همچنین سرمایه گذاری دوری کند مانند درویشی میماند که از لذات نعمت محروم است و در مقابل آسمان و روزگار او را در معرض نابودی دارد.
این شخص مانند حوضی است که پیوسته به آن آب وارد میشود، چنانچه این حوض به اندازه ورودی خروجی نداشته باشد به ناچار از کناره های حوض آب اضافی بیرون میرود و یا اینکه کل حوض دچار مشکل میشود و به یکباره رخنه ای بروز میکند و از آن آب حوض چیزی باقی نمیماند. [اهمیت استفاده مطلوب از سرمایه در مسیر رفاه، انفاق و سرمایه گذاری]
و ....

شاید نمونه‌هایی دیگر از اینگونه داستانها وجود داشته باشد. روایات متعدد ائمه (ع) که تلاش در جهت کسب روزی حلال را توصیه میکند میتوانند به تقویت اساس فکری اینگونه داستانها کمک کند.

برای اصلاح خط آینده تاریخ این اندوخته های ارزشمند چراغ راه بسیار خوب و محکم، و نشانگر قوانین جاری خداوند در خلقت محکم او هستند. بنابراین با مطالعه و تعمق در این اندوخته ها به قوانین خلقت که حاصل «من یشاء خداوند» است چنگ میزنیم و با این حرکت، برکت را از او مطالبه میکنیم که سرچشمه تمامی برکات است.

حداقل آورده این چنگ زدند هدایت فرزندان عزیزمان در جهت حل مسائل جدید به جای حل مسائلی خواهد بود که سالها پیش توسط تلاشگران و بزرگان ما به خوبی واکاوی و ارایه شده است.

به امید آینده‌ای پربارتر

به روزرسانی: 1394/06/29
برخی دوستان من عنوان کردند که با خواندن متن جواب سوال «علم بهتر است یا ثروت» را نیافته اند: عرض از متن فوق بیان این حقیقت است که علم و ثروت دو مقوله جدا از یکدیگر نیستند. لازم است که ما جایگاه و مرتبه هر یک را به درستی در زندگی تشخیص داده و به نحو مطلوب از آنها استفاده کنیم.

در صورتیکه سوال این را تداعی میکند که ما مجبور هستیم در زندگی یکی از این دو را انتخاب کنیم. به عبارتی این سوال به نوعی انحرافی است و ذهن را از واقعیت دور میکند.

جاوید باشید
حمید جعفریان

Friday, August 07, 2015

برداشتی آزاد از کتاب پدر پول‌دار پدر بی پول، رابرت کیوساکی

یک یادداشت خودمانی بعد از اتمام مطالعه کتاب پدر پول‌دار پدر بی پول به قلم رابرت کیوساکی. من این کتاب را با هدف آشنایی بیشتر با مفهوم «پول» تهیه و مطالعه کردم.

مدتها به مفهوم آیه شریفه «الله یرزق من یشاء بغیر حساب» فکر میکردم و اینکه آیا منظور خداوند متعال آن است که در دنیا قواعدی برای جذب روزی و نحوه استفاده از آن وجود دارد؟ شاید بسیاری از رفتار و کردارهای پسندیده ای که در دین ما به عنوان عامل برکت روزی از آن یاد می‌شود جزو عوامل و قواعد این موضوع باشند. و اصولاً شاید هر جا که خداوند اشاره به عبارت «من یشاء» دارد کنایه ای به برقراری اصول و قواعد دارد (خدا به سبب خلاق بودن و داشتن اختیار تام، اصول و قواعدی را در دنیا حاکم کرده است).
جایی دیگر از احادیث ائمه دیدم (چنانچه اشتباه نکنم از احادیث امام علی (ع)) که با کسی که روزی به آن رو کرده مشارکت کنید(نقل به مضمون) که میتواند اشاره‌ای به فضای سرمایه‌گذاری در شرایط کنونی باشد.

شاید این کتاب گوشه‌ای از این حقیقت را روشن کرد.

محوریت کتاب بر این موضوع قرار دارد که پول‌دار شدن در بین عموم مردم به جای اینکه به عنوان یک مسأله دارای راهکار منطقی و علمی دیده شود به صورت یک توهم درآمده است. اصولاً پول در معنای صرف خود و اینکه به دنبال پول دویدن ثروت ایجاد میکند یک توهم است که سرایی جز بی پولی و فقر به دنبال ندارد. این موضوع در کلان جامعه باعث دلسردی و روی آوردن به عقده سرایی و گلایه کردن از امور شده است.
از سوی دیگر مفاهیمی همچون دوری از ثروت هم به شدت در جامعه مرسوم است که شاید حاصل فقدان آگاهی به مهارتهای مدیریت سرمایه و هدایت درست آن است.

به هر شکل در هر دوی این موارد نگاهی نادرست و منفی حاکم است.

باید گفت پول یک مفهوم انتزاعی است و در کل پیچیدن و حلقه زدن به دور آن به معنای پوچی و گرفتاری ابدی است. آنچه ملاک است مهارتهای شخص در خلق و مدیریت سرمایه و ثروت و به دام سرمایه و پول نیافتادن است و آقای کیوساکی از آخرین مرحله به عنوان خویشتن داری یاد میکند که در دین ما بسیار توصیه شده است.
بحث انتزاعی بودن مفهوم پول را را میتوان با بحث موفقیت هم مقایسه کرد. اصولاً اشخاصی که به دنبال موفقیت میگردند هیچ وقت توفیق موفق شدن نصیبشان نمیشود، اما آنکه به دنبال توسعه مهارتها(یادگیری اصول و قواعد و به کارگیری آن) در جهت حل مسائل هست موفقیت را به عنوان یک نتیجه جانبی بدست خواهد آورد.
پول و سرمایه نتیجه یک رفتار علمی و عملی است. به عبارت دیگر جهت ایجاد پول و سرمایه نیاز است قواعد و راهکارهای آن کسب و به کار گرفته شود.

در یکی از فرازهای کتاب اشاره شده است ثروتمندان به این نتیجه رسیده‌اند که برای افزایش درآمد خود لازم است قسمتی از مال خود را به امور خیریه اختصاص دهند و توصیه کرده که هر جا نیاز به چیزی داشتید آن را ببخشید تا به سمت شما جاری گردد. (این مفاهیم را با قواعد دینی خودمان مقایسه کنید). این موضوع یکی از قواعد گوناگون خلق سرمایه است.

تمام بحث کتاب بر این قرار دارد که نیاز است دانش مدیریت مالی اشخاص افزایش پیدا کند و شیوه تفکر خود را در مورد پول‌دار شدن تغییر داده و اقدام به توسعه مهارتهای خود در جهت خلق و مدیریت سرمایه و ثروت نمایند.
افزایش مهارتهای مدیریت سرمایه، مدیریت افراد و مدیریت زمان شخصی از جمله نکات مورد تأکید نویسنده میباشد. عمل بر طبق قوانین و دوری از بی قانونی از دیگر توصیه‌های نویسنده است.

نویسنده معتقد است در ساختار جاری آموزش تعالی تحصیلی ملاکی برای افزایش درآمد در سالهای آینده در نظر گرفته می‌شود. در واقعیات اشخاص مدارک بالا بدست می آورند، در یک ساختار استخدام می‌شوند و شروع به اخذ وام برای دستیابی به خواسته‌ها میکنند و در چرخه بی انتهای کار، حقوق و بازپرداخت بدهی ها قرار میگیرند. به عبارتی پول برای پرداخت بدهی.

عنصر برنده یک سرمایه دار حرکت در مسیر زایش پول هست و فرار از چرخه پول برای بدهی است. یک سرمایه دار از هر درآمد در ابتدا سهم خود را پس انداز میکند و سپس اقدام به پرداخت بدهی میکند. سرمایه دار از محل درآیی و درآمد خود اقدام به انجام سرمایه گذاریهای هوشمندانه در جهت زایش پول میکند.
یکی از توصیه‌های نویسنده سرمایه‌گذاری در چند زمینه محدود و نه در هر زمینه‌ای میباشد که در نوع خودش قابل توجه است. ایشان جمله‌ای دارد با این مضمون «انسان‌ها آن می‌شوند که میخوانند» و توصیه نموده است قبل از اقدام به هر عملی (سرمایه گذاری) نسبت به کسب مهارت و افزایش دانش اقدام شود. این موضوع صرفاً از طریق مباحث دانشگاهی نیست، هزاران کتاب و کنفرانسها و از همه مهمتر قهرمانان این عرصه میتوانند منابع بسیار کارایی برای این موضوع باشند. چنانچه نویسنده تأکید دارد که اگر چه نیاز مالی ندارد اما مدام در این جلسات کنفرانسها جهت جذب ایده جدید شرکت میکند.

قبل از مطالعه کتاب عبارتی را همیشه با خود تکرار میکردم و آن این بود: «پولدار شدن عرضه میخواهد» و گواه این موضوع نیز زندگی حضرت علی (ع) است که به نقل بزرگان دارای مکنت مالی بسیار فراوانی بودند و در عین حال فرزندانی غیور و فهیم تربیت کرده و در مقابل به عنوان یک حکم ران و رهبر هیچ‌گاه در دام پول و سرمایه نیافتادند.
گاهی اوقات در کوچه و خیابان جوانانی را مشاهده میکنم که به دلیل مکنت مالی پدر و تلاشها او، دورانی بی دغدغه را میگذرانند و با هر بار دیدن آن‌ها بسیار افسوس میخورم بر آینده آنان و این بی دغدغه بودن (درد بی دردی علاجش آتش است) و همچنین در مقابل جوانان باغیرت و غیوری را می‌بینم که مکنت مالی پدر را عامل ساخت و پیشرفت بیشتر قرار داده‌اند، این دو نمونه‌هایی از مدیریت نادرست و درست سرمایه هستند.

به هر شکل این موضوع صحت دارد، هر چیزی در هستی دارای اصول و قواعدی است و پیروز در این عرصه مجاهدی است که از کسب مهارت خسته نشده و با روحیه نقد پذیری همیشه وضعیت خود را نقد و مسیر حرکت را به سمت هدف تنظیم کند.

در نتیجه لازم است قواعد سرمایه و سرمایه‌گذاری را بیاموزیم و در جهت خلق ثروت اقدام کنیم. نویسنده در این زمینه به شدت تحت تأثیر کتاب «ثروتمندترین مرد بابل» قرار گرفته است که قواعد بازی مالی را برای زندگی شخصی و کاری بیان میکند.

به امید خدا در یادداشتی دیگر برداشت خود از کتاب «ثروتمندترین مرد بابل» نقل خواهم کرد.

جاوید باشید.
حمید جعفریان

Thursday, May 21, 2015

خلاصه صحبتهای آقای دکتر عبده تبریزی با عنوان راهکارهای جذب سرمایه

سلام

خلاصه صحبتهای آقای دکتر عبده تبریزی در نخستين جلسه تالار بحث و هم انديشي استان يزد با عنوان راهكارهای جذب سرمايه مرداد ماه 1394:
  • سال پیش رو سال سختی است، احتمال مثبت شدن نرخ رشد بعید هست
    • جلوگیری از سفته بازی باعث کاهش تورم شده است
  • در شرایط فعلی بهره وری عامل نجات بخش است
  • پیش بینی درآمد امسال نفت 24 میلیارد دلار است
  • در حوزه خدمات میتوان رشد سریعتری داشت
  • برق و آب به قیمت تمام شده فروش نمیرود (برق یک دهم قیمت تمام شده هست) و یک جایی پرش قیمت اتفاق خواهد افتاد
  • تصمیم دولت حرکت از تولید به خرید است و امری اجباری است
  • یکی از فرصتهای بخش خصوصی فعالیت در حوزه هایی است که به شکل سنتی دولت در آنها تولید میکرده است
  • وضع بانکهای کشور بسیار نامناسب است
    • بحث بحران بانکی مطرح است و اینکه ممکن است برخی بانکها ادغام شوند
  • الان دچار تنگنای مالی هستیم
    • چراغ دولت در بودجه خاموش است
  • تنها راه کوتاه مدت موفقیت صادرات است
  • بازگشت بازار نفت به دلیل اینکه ایران در بازارهای جهانی جایگزین شده است سخت است
  • صنعت سیمان قابل صادرات نیست
  • در استان یزد صادرات خدمات و بحث توریسم میتواند مفید باشد
  • دلیل خرابی وضعیت بازار سرمایه
    • چون بازیگران اصلی بازار سرمایه نیازمند پول شدند
    • وضعیت نقدینگی صندوقهای بازنشستگی دچار مشکل شده است به دلیل زیاد شدن بازنشستگان و نبود ناظر در قدیم
    • الان سرمایه گذاری در بازار سرمایه به صورت کوتاه مدت انجام میشود که این مفید نیست
  • در مورد مسکن
    • در حوزه مسکن کشور به نقطه تعادل رسیده است، رشد مسکن از رشد خانوار بیشتر است.
    • قبلا برای آپارتمانها صف خرید تشکیل میشود و الان وجود ندارد
    • در کشور توهمی در مورد تجاریها وجود داره، در دنیا واحدهای تجاری 10 درصد ارزانتر از مسکونی هستند و این اتفاق در کشور هم روی خواهد داد.
    • قبلا خانه میساختند و یکی دو مغازه هم به آن اضافه میکردند، الان دیگه این موضوع در حال حذف شدن هست
    • فروش واحدهای تجاری به رونق قبل نخواهد بود (به عبارتی امکان فروش آنها فراهم نخواهد شد)
    • در صنعت ساختمان توهم سود کلان نداشته باشید
  • توزیع کارخانه ها
    • در کشور خیلی از موارد سیاسی بوده و این موضوع کشور را دچار مشکل کرده است
  • یکی از راهکاری وضعیت موجود اقتصاد، اقتصاد High Tech است
    • در صنایع جدید میتوان کارهایی انجام داد
  • توصیه به شرکتهای بزرگ (که البته به نظر من برای همه مفید است)
    • مدیر مالی، غیر از حسابدار یک شخص به عنوان مدیر مالی اضافه کنید.
  • راهکار توسعه شرکتهای دانش بنیان
    • VC راهکار توسعه است
    • نهادی که تشخیص بدهد کدام یک از ایده ها قابلیت ایجاد یک کاسبی را دارد.
    • فعلا در کشور راهکار مشخصی ندارد
  • بحران بازار کار جهانی است
  • در صورت مرتفع شدن تحریمها
    • جذب سرمایه خارجی حداقل تا آذر امکان پذیر نیست
    • به عبارتی امسال فرصت جذب سرمایه خارجی فراهم نخواهد شد
    • ایران و مصر از نظر بازار بین الملل دست نخورده تلقی میشود، و ایران به دلیل نداشتن بدهی خارجی در جایگاه ویژه ای قرار دارد.

Sunday, May 17, 2015

فیلم معرفی شرکت پویش داده نوین

چنانچه علاقه مند به آشنایی با شرکت پویش داده نوین میباشد فیلم معرفی شرکت را مشاهده فرمایید.
این فیلم به منظور آشنایی مخاطبان با فعالیتهای شرکت پویش داده نوین تهیه شده است که امیدواریم مفید واقع شود.
از اینکه زمانی از وقت ارزشمند خود را به مشاهده این فیلم اختصاص میدهید تشکر مینماییم.
  شما میتوانید مشاهده سایر فیلم‌های مرتبط با شرکت به صفحه «فیلم‌های شرکت» و به «صفحه شرکت در سایت آپارات» مراجعه فرمایید.